بازگشت به صفحه قبل

گفتگو با حاج حسين ملايي، مترجم نهج البلاغه و قرآن:

 

خود را مريد

 مکتب سلمان نموده ام

 

1a.gif

 

از خودتان بگوييد، اسم کوچکتان و اينکه چند سال داريد؟

 

بنده حاج حسين ملايي در هاديشهر شهرستان جلفا در ساحل رود ارس متولد شده ام و سال هاست که همين جا سکونت دارم. متولد 1311 هستم.

 

پس با اين اوصاف دنيا ديده هستيد؟ اگر اجازه بدهيد از همين ترجمه نهج البلاغه شروع کنيم. اثر زيبايي که معلوم است برايش خيلي زحمت کشيده شده.

در ميان آمد ز بدبيني و خوش بيني سخن

تا چنين فرمود دنيا را امام معتمن

... و الي آخر که حکمت 110 نهج البلاغه مولاي متقيان، است و شما به زبان شعر ترجمه کرده ايد. چطور شد که اين کار را شروع کرديد و چند سال طول کشيد که توانستيد اين اثر را جمع آوري کنيد؟ چطوري چاپ شد؟

 

- اين کتاب را تقريباً بنده در طول 10 سال ترجمه تنظيم و چاپ کردم. سال 69 شروع و سال 80 هم به چاپ داده ام.

 

 چند بيت است؟

 

 23  هزار بيت هست و در 1500 صفحه چاپ شده.

 

 آيا الگويي در ذهن خود داشتيد؟ از اثر خاص يا ترجمه اي براي کارتان استفاده کرديد؟

 من کمي پيشينه آموزش عربي دارم. مقداري هم اطلاعات قرآني دارم. خودم خيلي مشتاق اين مسائل هستم و با اينکه در اين مورد زياد مي نويسم اما خسته نمي شوم و اين توفيقي است که خدا به من ارزاني داشته.

 

 درس طلبگي خوانده ايد؟ عربي را از کجا ياد گرفتيد؟

 

 نه طلبگي نکرده ام؛ عربي را از خودآموزهاي عربي که افعال عربي را در صيغه هاي مختلف صرف کرده ياد گرفتم.

 

 مستقيم از عربي ترجمه کرده ايد؟ مي?خواستم بدانم از ترجمه اي کمک گرفته?ايد؟

 بعضي از کلمات در عربي هستند که معادلي در فارسي ندارند. مثلاً در فارسي قرنطينه را داريم که معادل ترکي ندارد و بنده هم در عربي به طرقي نشان داده ام که منظورم چه بوده است. بعضي اوقات توضيح داده ام. البته لغاتي را هم نمي دانستم از شرحي، لغتي که فيض الاسلام در پاورقي آورده استفاده کرده ام. از مفهومي که متوجه مي شوم استفاده مي کنم البته تا جايي که مفهوم را درست درک نکرده ام دنبال آن مي گردم تا زماني که مفهوم آن لغت را پيدا کرده و استفاده کنم.

 

 کتاب شما شامل ترجمه کل نهج البلاغه است؟

 

بله شامل کل نهج البلاغه، خطبه ها، نامه ها حکمت ها و ...

 آيا کتاب ديگري در دست ترجمه به شعر  داريد؟ قرآن يا صحيفه يا...؟

بله، صحيفه سجاديه را تمام کرده ام که ان شاءالله تا عيد امسال به چاپ خواهد رسيد و در مورد قرآن هم تا به حال پنج مجموعه شعري آماده کرده و در قم به کتابخانه امام محمد تقي(ع) تحويل داده و سند گرفته?ام که چاپ کنند و حالا هم در دست مطالعه اساتيد در آن کتابخانه است تا اگر داراي غلطهاي محتوايي بود اصلاح کنند و انتشار يابد. وقتي اين مجموعه را به کتابخانه امام محمد تقي (ع) برده بودم در اتاقي که پر از اساتيد و روحانيون بود با تعجب به من نگاه مي کردند چون اين کار با قيافه ام زياد مطابقت ندارد!

 

 براي شما سخت نيست که کنار خياطي و دوخت لباس کار ترجمه و شعر را انجام بدهيد؟

 

قبلاً حين خياطي هم اين کار را مي کردم و مي?نوشتم و حالا ديگر خياطي نمي کنم اينجا بهانه اي است براي سرگرمي، چراکه براي بلبل چمن بهانه است براي سرودن؛ البته کم و بيش. اينجا هم باز است و گاهي تعمير لباس مي کنم.

 شعر را از که آموختيد؟

 البته شعر که آموختني نيست. من وقتي محصل بودم گلستان مي خواندم و از همان موقع اشتياق به شعر و شاعري پيدا کردم و از همان موقع مثل اينکه دري به رويم گشوده شد که من هم شعر بگويم. همان دوران تصميم گرفتم کتابي بنويسم و سرگذشت خود را در آن بياورم و البته آن موقع در اين مغازه نبودم. پس از نوشتن سرگذشتم متوجه شدم بيش از بيست صفحه نمي شود و روي آن نمي توان نام کتاب گذاشت که بعدها به آن افزوديم و کمابيش به شکل کتاب درآورديم. وقتي دوستان آن اثر را ديدند پيشنهاد دادند حالا که تو صاحب چنين قلمي هستي نهج البلاغه سخت است و اگر نتوانم از عهده اش برآيم آبرويم مي رود. ولي با اين حال يکي دو بار نوشتم و دادم دوستان خواندند و کارم را پسنديدند همين شد که از خطبه ها شروع کردم و کم کم ادامه دادم تا کار ترجمه نهج البلاغه تمام شد. پس از اتمام ان ديدم که ديگر نمي توانم بنشينم و کار ترجمه ديگر گنجينه هاي اسلامي را شروع کردم.

 

 حالا اگر من به عنوان جوان بخواهم اين کار را شروع کنم راهي را که شما به من نشان مي دهيد چه راهي است؟ چون بالاخره شما سال هاست که اين کار را کرده ايد و هم اکنون هم مشغول هستيد.

 

 شما بايد به عنوان يک جوان دانسته هاي غني و کافي در قرآن داشته باشيد و عربي را هم يا از استاد و يا از طريق خودآموز خوب ياد بگيريد مثلاً اين قرآن که دست من است آيه اي از آن را مي خوانم: والذين اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم... بايد بداني فعلوا از نوع کدام فعل است؟ امر و نهي يا ...؟ يا مثلاً واستغفروا که از باب استغفر است يعني طلب آمرزش مي کنم از خداوند. خلاصه اينکه مقداري در اين وادي کار کني و اشتياق پيدا کني براي کار. من اين کار را تقريباً از پنج سالگي شروع کردم حالا شما که تقريباً 30 سال داريد کم يا بيش نمي دانم و سواد من هم نهم قديم است و شما هم که حتماً ليسانس هستيد و اينها هر کدام امتيازي است براي شما و مي توانيد موفقيت هاي زيادي را کسب کنيد. درست است که من توصيه کننده نيستم ولي شما با تلاش حتماً موفق خواهيد شد.

 

 اگر به فرض همانند علامه جعفري که موفق به ديدار حضرت علي (ع) شويد و آن حضرت را ملاقات کنيد و ايشان بفرمايند که چيزي از ايشان بخواهي درخواست شما از آن حضرت چه خواهد بود؟

 

 البته من به زيارت حضرت اميرالمومنين (ع) به کربلا و نجف رفته ام و همانجا از علي (ع) خواسته ام که توفيقاتم را بيشتر نمايد و روز قيامت نيز شافع ما باشند  و در اين دنيا هم کمک و يار باشند و کمک کنند به نوشتن بنده.

 

 مورد ويژه اي درخواست نمي کنيد؟

 

چرا ! اينها هرکدام در جاي خود ويژه هستند اگر ايشان با يک ديده خوش و گوشه ي چشم بنگرند براي ما کافي است.

 

-به ذره گر نظري لطف بو تراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند.

خب، من مزاحمتان شدم و سرتان را به درد آوردم اگر در آخر کلامي داريد بفرماييد.

 

 توصيه اي دارم به جوانان و آيندگان که کتاب بخوانند و اهل مطالعه باشند، چون علي (ع) فرموده اند که: الکتب بساتين العما. مي فرمايند که کتاب ها بوستان هاي علما هستند و در هر کدام ميوه ها و رنگ هاي گوناگوني هست؛ هر کتابي را بخوانند چيزهايي به دست مي آورند. علي الخصوص قرآن و تفسير قرآن را شروع به خواندن کنند و از قرآن توشه بگيرند، براي دنيا و آخرتشان. از نهج البلاغه هم غافل نشوند و براي آخرتشان برداشتي کنند. در قيامت از عده اي اهل جهنم سوال مي کنند که شما در دنيا بوده ايد و در ميان مسلمانان بوده ايد و خود نيز مسلمان؛ حال چه شده که در اين دنيا اهل عذاب شده ايد؟ مگر در ميان شما قرآن نبود؟ مي گويند: چرا بود اما ما غافل بوديم. انسان نبايد غافل باشد حالا که همه نوع امکانات براي ما مهيا است خب نبايد غافل باشيم.

 

حاج آقا ما را دعايي بکنيد.

 

 خدايا ما و تمام مسلمانان را توفيق عطا فرما تا راه تو را بپيماييم و ائمه خود را که راهنمايان ما قرار دادي اطاعت کنيم و رستگار شويم و براي جوانانمان نيز اين راهها را رهنمون باشيم. ان شاءا...الرحمن.

 

منبع: مجله ارس شماره 8، فروردين  88

 گفتگو از: مهدي نعلبندي

تاریخ درج : 31/1/1388
  
+ نظرات بازدیدکنندگان

چه زیبا  چه ساده و بی ریا  و چه با شکوه و دلربا

آقا مهدی ممنون بابت معرفی صاحب دلی که عاشقانه  شکرستانی  گسترده ست  برای دلهای شکرطلب!!

روزگارتان شیرین باااااد !




نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
توضیحات

آمار بازدیدکنندگان : 30166 نفر
طراحی و برنامه نویسی : شرکت فن آوری اطلاعات و ارتباطات ماد رایان